خلاصهاش میشود اینکه؛ کتاب «قصّهگویی؛ اهمیّت، و راه و رسم آن»* دربارهی قصّه و قصّهگویی است و نویسنده با بیانِ سابقه و اهمیّت قصّه و فایدههای قصّهگویی به سراغ تاریخ میرود و بعد از اینکه کلهم جریانِ قصّه و قصّهگویی منسوب میشود به خدا و پیغمبر – اشاره به کتاب قرآن که برای بیان مفاهیم خود از زبان داستانی استفاده کرده است و همچنین، ماجرای آدم و حوا که به عبارتی میکند نخستین قصّهی هستی – دربارهی قصّهگو و ویژگیهای درونی و بیرونی او و ویژگیهای قصّههای مناسب برای قصّهگویی + مخاطب، زمان، مکان و فضایی که قصّهگویی در آن شکل میگیرد + مراحل مقدماتی کار قصّهگویی + شیوهها و فنون قصّهگویی + نتیجهگیری از قصّه صحبت میشود.
بعد هم اینکه، وقتی آقای نویسنده، همان «مصطفی رحماندوست»ِ خودمان، در مقدمهی کتابش نوشته؛ «این مختصر، بیهیچ تعارفی ناقص است. از آغاز آفرینش انسان تا امروز قصّهگویی وجود داشته است. برای فنّی چنان پرسابقه، شایسته نیست که چنین نوشتهی کممحتوا و کوتاهی را کافی بدانیم. امّا از آنجا که هیچ تألیف ویژهای دراینباره صورت نپذیرفته، انتشار این مختصر تاحدّی توجیهشدنی است.» خُب، …؟ خُب همین دیگر. زدن ندارد که. خودش، پیشپیش، گفته که چرا و چهگونه اینطوریهاست.
* {+} نوشتهی مصطفی رحماندوست، تهران: انتشارات رشد، چاپ چهارم: 1381، 80 صفحه، قیمت 600 تومان

همه اش دارم به این فکر می کنم که حوا وقتی می خواست بچه هاش رو بخوابونه چه قصه ای براشون تعریف می کرد ؟ و اگه جز قصه خودش و آدم اون زمون قصه دیگه ای نبود ، ( که اون هم یک فلسفه آنچنان سنگینی می طلبه که برای ذهن بچه ها قابل هضم به نظر نمی رسه ! ) ، اون طفلک ها با چی به خواب میرفتن ؟! …