:: آدم که نمیتواند همیشه مقاوم بماند و سخت که هی پُرلبخند باشد. یکجای زندگیاَش، دستآخر آن همه غم عیان میشود پس از سرکوبیهای مداوم و تلاش بسیار برای نادیدهانگاشتن ِ دشواریهای روشن، حقیقت این است که من کمی آرامش، اندکی فراموشی میخواهم.
:: زندگی عادلانه که نیست هیچ، عاقلانه هم نیست چه برسد به عاشقانه! یک پوچ بزرگ و هیچ.

سلام.
درست ميشه ايشاالله.
من هم اين روزها حس و حالي مشابه شما دارم. ولي اميدوارم درست شه.
به نظرم همون بهتر كه درگير مسائل روزمره باشيم و دنيا با ظواهرش فريبمون بده تا اينكه احساس پوچي داشته باشيم و هيچ چيز دنيا براي ما جالب نباشه.
ايشاالله به خواسته ات ميرسي (به اون خواسته اي كه ميگي اگه اون نباشه دوست داري زندگي هم نباشه) زيادي جدي گرفتم نه؟
ممنونم از همدردیتون. زیاد هم نه. جدی است برای من. منتها، رسیدن در کار نیست هی فقط صبر … صبر
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید شاید هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن.
دکتر علی شریعتی
بعله. چرا پس زنگ می زنی، چیزی نمیگی؟
ای خواهر
چرا انقدر بهم ریخته ای؟
نه دیگه نشد!
زیادی حرف دل من رو می زنی
خوشم نمیادها!
ما مخلص شما هستیم خانوم